درد مبهم به دلم بود نمیدانستم

سینه ام کاسه غم بود نمیدانستم

غصه از درد نگاریست که نیست

سبزیش کار قلم بود نمیدانستم

خنده ای کرد و به من گفت برو دیوانه

قیمت عشق چه کم بود نمیدانستم

این فدا کاری دیروز چه معنا دارد؟

معنیش من بشوم بود نمیدانستم

مشغله ، کار ، گرفتاری هر روزه ء او 

ماجرا من بروم بود نمیدانستم

آن شراب لب شور انگیزش

آخرش درد سرم بود نمیدانستم